محمد بن علي منجم وابكنوي
84
زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي )
موافق أصحاب نجوم است ونه مطابق أهل شرع . بدان سبب كه به مذهب I أصحاب نجوم ابتداى شبانروز از نصف النهار است . پس ابتداى هر روز به مذهب I ايشان ، از نيمهء آن روز بود وانتها به نيمهء روز ديگر كه بعد از آن باشد . پس به حسب اين I مذهب لازم آيد كه اگر تحويل شمس به حمل بعد از نيمروز بود ، آن روز را نوروز گيرند ؛ واگر I پيش از نيمروز باشد ، روز گذشته را . بدان سبب كه نيمهء أول هر روزى ، از نيمهء I روز گذشته باشد به اين قول ؛ وحال به خلاف اين است كه استعمال مىكنند به هر دو مذهب . I اما به نزديك أهل شرع ابتداى شبانروز از غروب آفتاب است چنان كه پيش از اين I بيان كردهايم . بدان سبب كه شهور ايشان مبنى بر رؤيت هلال است ؛ وهلال وقتي توان I ديدن كه آفتاب فرو شود . واز اينجا لازم آيد كه بر مذهب ايشان شب ، مقدم باشد I بر روز . پس اگر تحويل در شب باشد ، اگرچه به نصف النهار گذشته نزديكتر بود ، I نوروز از روز آينده ابتدأ بايد كرد به اين قول تا موافق أهل شرع باشد . وحال I به خلاف اين است به مذهب دوم . وبا اين خلل كه واقع است ، فسادى ديگر هست ظاهر . I وآن فساد آن است كه اگر تحويل آفتاب به حمل در آخر روزى اتفاق افتد وبه مذهب I أول روز ديگر نوروز گيرند پس در موامرهء سال ، روز نوروز مذكور نباشد . ونيز I چون سر سال تاريخ ملكي از وقت رسيدن آفتاب است به نقطهء اعتدال ربيعى ، لاجرم بر اين I تقدير كه تحويل آفتاب در آخر روز اتفاق افتد ونوروز را روز ديگر گيرند در موامرهء سال I ببايد نوشتن كه درآمدن سر سال ملكي وتحويل آفتاب به حمل ، در آخر فلان روز كه مطابق است I به آخر مسترقهء جلالي ؛ واين عظيم شنيع است . واگر تحويل شمس به حمل در أول شب اتفاق افتد I كه به نصف النهار گذشته « 1 » نزديكتر بود . وبه مذهب دوم روز مقدم را نوروز گيرند پس
--> ( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] گذاشته